پرش به محتوا
ارتباط برخط و پیوستگی مراقبت · مجلهٔ به‌زیستن · دورهٔ ۱ · شمارهٔ ۱ · پاییز ۱۴۰۵

راهکارهای حفظ تعامل با مراجع؛ آیا سیستم‌های برخط می‌توانند همدلی را بهتر کنند؟

انتشار: شمارهٔ ۱ · پاییز ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: ۸ دقیقه · ۱۵ منبع

فهرست این مقاله
  1. ۰۱یک جملهٔ تایپ‌شده چقدر می‌تواند گرم باشد؟
  2. ۰۲رابطه، در فضای برخط هم تعیین‌کننده است
  3. ۰۳هر قالب، داستان خودش را دارد
  4. ۰۴چه چیزی تعامل را نگه می‌دارد؟
  5. ۰۵آیا فناوری می‌تواند همدلی را بهتر کند؟
  6. منابع
چکیده و کلیدواژه‌هارابطهٔ درمانی در فضای برخط همان‌قدر اهمیت دارد که در اتاق مشاوره؛ اما اینکه فناوری بتواند همدلی را «بهتر» کند، هنوز پرسشی باز است.کلیدواژه‌ها: اتحاد درمانی، درمان اینترنتی، همدلی، درمان ویدئویی، گفت‌وگوی متنیِ هم‌زمان
تصویر ۱. گرمای رابطه از راه واژه‌های نوشته هم می‌گذرد، اگر آگاهانه نوشته شوند.
۰۱

یک جملهٔ تایپ‌شده چقدر می‌تواند گرم باشد؟

بسیاری از متخصصانی که بخشی از کارشان را به فضای برخط برده‌اند، نگرانی مشترکی دارند: وقتی نگاه، لحن صدا و سکوت‌های معنادار جلسه در کار نیست، آیا همدلی به مراجع می‌رسد؟ و اگر نرسد، مراجع تا کی می‌ماند؟ پاسخ پژوهش‌ها نه به خوش‌بینی رایج دربارهٔ فناوری شبیه است و نه به بدبینی رایج دربارهٔ آن. تصویری که از شواهد بیرون می‌آید، از هر دو دقیق‌تر و جالب‌تر است.

۰۲

رابطه، در فضای برخط هم تعیین‌کننده است

پیش از هر بحثی دربارهٔ ابزار، باید به یکی از پایدارترین یافته‌های پژوهش روان‌درمانی برگشت. فراتحلیلی بر پایهٔ ۲۹۵ مطالعه و بیش از ۳۰ هزار بیمار نشان داد همبستگی میان «اتحاد درمانی» و نتیجهٔ درمان در درمان حضوری حدود ۰٫۲۸ است؛ و در زیرمجموعهٔ درمان‌های اینترنتی، با ۲۳ اندازهٔ اثر، تقریباً همین اندازه [۱]. این رابطه در دیدگاه‌ها، ابزارهای سنجش، رویکردها و کشورهای مختلف ثابت بود.

دربارهٔ همدلی هم وضع مشابه است. فراتحلیل ۸۲ نمونه با ۶٬۱۳۸ مراجع، همبستگی همدلی درمانگر با نتیجه را ۰٫۲۸ برآورد کرد [۲]. نکتهٔ مهم‌تر این بود که همدلیِ «ادراک‌شده»، چه از نگاه مراجع، چه ناظر و چه خود درمانگر، نتیجه را بهتر از سنجه‌های «دقت همدلانه» پیش‌بینی می‌کرد. به بیان دیگر، آنچه بیشتر به حساب می‌آید همدلیِ ادراک‌شده در رابطه است، نه دقتِ حدس زدن حال مراجع؛ و از نگاه مراجع، همدلی باید دیده شود. این پژوهش ویژهٔ درمان برخط نیست، اما همین نکته برای فضای نوشتاری درس روشنی دارد.

تازه‌ترین فراتحلیل دربارهٔ مداخله‌های اینترنتی، با ۸۲ اندازهٔ اثر از ۴۰ نمونه و ۲٬۸۶۴ شرکت‌کننده، رابطهٔ اتحاد و نتیجه را کوچک تا متوسط یافت (۰٫۲۱) و جزئیات تازه‌ای افزود [۳]. مؤلفهٔ «تکلیف» (۰٫۲۵) و «هدف» (۰٫۱۹) بیش از مؤلفهٔ «پیوند عاطفی» (۰٫۱۲) با نتیجه همراه بودند. همهٔ این یافته‌ها همبستگی‌اند و آزمون‌های تعدیل‌کننده اکتشافی بوده‌اند، اما پیامشان برای کار روزمره پررنگ است: در فضای برخط، روشنی دربارهٔ اینکه «قرار است چه کنیم و به کجا برسیم» شاید همان چیزی باشد که رابطه را سرپا نگه می‌دارد.

در فضای برخط، روشنی دربارهٔ اینکه «قرار است چه کنیم و به کجا برسیم» شاید همان چیزی باشد که رابطه را سرپا نگه می‌دارد.

۰۳

هر قالب، داستان خودش را دارد

«برخط» یک چیز نیست. شواهد دربارهٔ تلفن، ویدئو و متن یکسان نیستند و بهتر است جدا دیده شوند.

قالبآنچه پژوهش‌ها نشان داده‌انداحتیاط
ویدئومراجعان پیوند و حضور را دست‌کم هم‌سطح جلسهٔ حضوری ارزیابی کرده‌اند [۴]؛ نتیجهٔ درمان کمتر از حضوری نبوده است [۵]اتحاد درمانی عددی پایین‌تر داشت و «کمتر نبودن» آن اثبات نشد [۵]
تلفنتفاوت چندانی در اتحاد، خودافشایی و همدلی دیده نشده است [۶]جلسه‌ها کوتاه‌تر بوده‌اند؛ مطالعات اندک و ناهمگن‌اند
گفت‌وگوی متنی هم‌زماناز فهرست انتظار مؤثرتر و با مشاورهٔ معمول هم‌ارز بوده است [۷]دربارهٔ پیام‌رسانی غیرهم‌زمان نیست

دو یافتهٔ ویدئو را باید کنار هم گفت. در مروری بر ۲۳ مطالعه، مراجعان پیوند درمانی را دست‌کم به‌اندازهٔ جلسهٔ حضوری قوی دانستند، اما درمانگران، به‌ویژه در آغاز کار، آن را اندکی پایین‌تر از مراجعان ارزیابی کردند [۴]. در فراتحلیلی دیگر با ۱۲ مطالعه، نتیجهٔ درمان ویدئویی کمتر از حضوری نبود، اما اتحاد درمانی در آن عددی پایین‌تر داشت و نمی‌شد گفت «کمتر نیست» [۵]. هر دو درست‌اند: رابطه در ویدئو شکل می‌گیرد، اما به مراقبت آگاهانه‌تری نیاز دارد. دربارهٔ تلفن هم مرور ۱۵ مطالعهٔ مقایسه‌ای نتیجه گرفت که مانع بزرگ‌تر، نگرش درمانگران و مراجعان است، نه خود تلفن [۶].

با این همه، از دست رفتن نشانه‌های غیرکلامی بی‌هزینه نیست. مروری بر ۲۵ پژوهش نشان داد درمان ویدئویی تنظیم هیجان را بهبود داده است، اما کمتر از درمان حضوری؛ هرچند شمار قالب‌ها و سنجه‌های هیجانیِ بررسی‌شده اندک بود [۸]. در سوی دیگر، سولر در مقاله‌ای مفهومی و بدون داده توضیح داده است که ناشناس‌بودن، دیده‌نشدن و غیرهم‌زمانی می‌تواند افراد را در فضای برخط به خودافشایی بیشتر، یا گاه به خویشتن‌داری کمتر، سوق دهد [۹]. او تأکید می‌کند این «خودِ رهاشده» لزوماً «خودِ واقعی» نیست؛ آرایش دیگری از همان خود است. متن برای بعضی مراجعان راه گفتن را هموارتر می‌کند، و همین به متخصص مسئولیت بیشتری برای خواندن دقیق می‌دهد.

۰۴

چه چیزی تعامل را نگه می‌دارد؟

مروری بر ۲۰۸ پژوهش دربارهٔ خدمات دیجیتال سلامت روان، علائم شدید، مشکلات فنی و نبود شخصی‌سازی را از موانع رایج، و احساس ارتباط با دیگران، بینش بهتر نسبت به سلامت خود و احساس کنترل را از تسهیل‌گرهای تعامل شمرد [۱۰]. مروری بالینی هم طراحی بدون مشارکت کاربران، حل‌نکردن مشکل واقعی آنان، نادیده گرفتن حریم خصوصی و بی‌اعتمادی را از دلایل رها کردن اپ‌ها دانست [۱۱]. یعنی حریم خصوصی و اعتماد فقط مسئلهٔ حقوقی نیستند؛ بخشی از خود تعامل‌اند.

یادآورها چطور؟ مروری بر ۱۴ مطالعه با ۸٬۷۷۴ شرکت‌کننده، اثر یادآورها بر تعامل را مثبت اما مرزی و بسیار ناهمگن یافت (نسبت خطر ۱٫۲۷) [۱۲]. یک مطالعهٔ کوچک نشان داد یادآورهایی که محتوای تازه معرفی می‌کنند، و یادآورهایی که کمی پس از آغاز استفاده فرستاده می‌شوند، بهتر کار کرده‌اند. جست‌وجوی این مرور در ۲۰۱۳ پایان یافته است؛ پس یادآور، کمک کوچکی است که زمان‌بندی و مرتبط‌بودنش مهم است، نه راه‌حل.

از کنار هم گذاشتن این شواهد، چند راهکار برای حفظ تعامل به دست می‌آید. این فهرست برداشت تحریریه است، نه پروتکل آزموده:

  • تکلیف و هدف را روشن و مشترک کنید [۳]. نوشتن گام بعدی با زبان خود مراجع پیشنهاد تحریریه است.
  • همدلی را بنویسید، نه فقط حس کنید. نام بردن از آنچه مراجع گفته و توضیح کوتاهِ «چرا»، پاسخ نوشتاری را از یک تأیید خشک جدا می‌کند [۲].
  • دربارهٔ خودِ قالب بپرسید. نگرانی درمانگران از رابطهٔ برخط گاه بیش از مراجعان است [۴]؛ پرسیدنِ صریح از تجربهٔ مراجع، حدس را با داده جایگزین می‌کند.
  • کمبود نشانه‌های غیرکلامی را آگاهانه جبران کنید [۸]. در متن، پرسیدن مستقیم دربارهٔ حال مراجع می‌تواند بخشی از این کمبود را جبران کند.
  • مرزها را از آغاز بگویید. چه زمانی پاسخ می‌دهید و چه چیزی بیرون از این کانال است؛ پیام‌رسانی میان جلسات کانال اضطراری نیست.
  • از حریم خصوصی محافظت کنید و آن را به مراجع هم توضیح دهید [۱۱].
۰۵

آیا فناوری می‌تواند همدلی را بهتر کند؟

برخی پژوهشگران آموزش سلامت پیشنهاد کرده‌اند «همدلی دیجیتال» به‌عنوان یک مهارت حرفه‌ای در آموزش کادر سلامت گنجانده شود [۱۳]. این یک نوشتهٔ دیدگاهی است و دادهٔ پیامد ندارد؛ اینکه همدلی در نوشتن تا چه اندازه آموختنی است، هنوز باید آزموده شود.

دو پژوهش پربحث اغلب در این بحث نقل می‌شوند و باید دقیق خوانده شوند. در یک کارآزمایی تصادفی غیربالینی با ۳۰۰ حامی همتا در یک سکوی حمایت متنی، ابزاری مبتنی بر هوش مصنوعی هنگام نوشتن پاسخ، بازخورد لحظه‌ای می‌داد [۱۴]. همدلیِ گفت‌وگوها در مجموع ۱۹٫۶ درصد، و در میان کسانی که حمایت از دیگران را دشوار می‌دانستند ۳۸٫۹ درصد افزایش یافت. حامیان به ابزار وابستگی بیش از حد پیدا نکردند و احساس خودکارآمدی بهتری گزارش کردند. اما این حامیان همتا بودند، نه درمانگر؛ همدلی در خود متن ارزیابی شد، نه در نتیجهٔ مراجع؛ و همه‌چیز روی یک سکو رخ داد.

پژوهش دوم ۱۹۵ پرسش‌وپاسخ را از یک انجمن عمومی پرسش پزشکی در فضای مجازی بررسی کرد [۱۵]. ارزیابان در ۷۸٫۶ درصد موارد پاسخ چت‌بات را ترجیح دادند، و پاسخ‌های آن بسیار بیشتر «همدلانه یا بسیار همدلانه» ارزیابی شدند (۴۵٫۱ درصد در برابر ۴٫۶ درصد). اما پاسخ‌های چت‌بات حدود چهار برابر طولانی‌تر بود (میانهٔ ۲۱۱ در برابر ۵۲ واژه)، موضوع یک رابطهٔ درمانی نبود و پیامد بیمار سنجیده نشد. این پژوهش نمی‌گوید «هوش مصنوعی از پزشکان همدل‌تر است»؛ بلکه نشان می‌دهد لحن و کامل‌بودن پاسخ نوشتاری احتمالاً در احساس همدلی نقش مهمی دارد. این درس برای خود متخصص هم هست.

در کنار این یافته‌ها، تحریریه چند احتیاط کلی را لازم می‌داند. مدل‌های زبانی ممکن است متنی روان اما نادرست بسازند. کاربر ممکن است بیش از اندازه به پیشنهاد خودکار تکیه کند؛ پژوهش اول چنین وابستگی‌ای را ندید، اما آن نتیجه از یک سکو و میان حامیان همتا به دست آمده است. هر پیشنهاد خودکار، اگر به کار گرفته شود، فقط پیش‌نویسی برای قضاوت انسانی است: پشتیبان تصمیم، نه تصمیم‌گیرنده. و اطلاعات قابل‌شناسایی مراجع هرگز نباید در ابزارهای عمومی وارد شود.

جمع‌بندی صادقانه این است: شواهد بالینی‌ای در دست نیست که نشان دهد یک سکوی برخط متخصصان را همدل‌تر می‌کند یا از راه همدلی نتیجهٔ درمان را بهتر می‌سازد. آنچه می‌دانیم این است که رابطه در فضای برخط هم تعیین‌کننده است، و همدلی باید آگاهانه‌تر نوشته و دیده شود.

در به‌زیستن، حریم خصوصی را نه یک بند حقوقی، که بخشی از خود رابطه می‌دانیم (دربارهٔ به‌زیستن).

منابع

  1. Flückiger, C., Del Re, A. C., Wampold, B. E., & Horvath, A. O. (2018). The alliance in adult psychotherapy: A meta-analytic synthesis. Psychotherapy, 55(4), 316–340. https://doi.org/10.1037/pst0000172
  2. Elliott, R., Bohart, A. C., Watson, J. C., & Murphy, D. (2018). Therapist empathy and client outcome: An updated meta-analysis. Psychotherapy, 55(4), 399–410. https://doi.org/10.1037/pst0000175
  3. Flückiger, C., Schweizer, A.-M., Boehme, M.-S., Gómez Penedo, J. M., Berger, T., & Wampold, B. E. (2026). Alliance in internet-based interventions: A systematic review and correlation multilevel meta-analysis. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 94(4), 187–196. https://doi.org/10.1037/ccp0001005
  4. Simpson, S. G., & Reid, C. L. (2014). Therapeutic alliance in videoconferencing psychotherapy: A review. Australian Journal of Rural Health, 22(6), 280–299. https://doi.org/10.1111/ajr.12149
  5. Norwood, C., Moghaddam, N. G., Malins, S., & Sabin-Farrell, R. (2018). Working alliance and outcome effectiveness in videoconferencing psychotherapy: A systematic review and noninferiority meta-analysis. Clinical Psychology & Psychotherapy, 25(6), 797–808. https://doi.org/10.1002/cpp.2315
  6. Irvine, A., Drew, P., Bower, P., Brooks, H., Gellatly, J., Armitage, C. J., Barkham, M., McMillan, D., & Bee, P. (2020). Are there interactional differences between telephone and face-to-face psychological therapy? A systematic review of comparative studies. Journal of Affective Disorders, 265, 120–131. https://doi.org/10.1016/j.jad.2020.01.057
  7. Hoermann, S., McCabe, K. L., Milne, D. N., & Calvo, R. A. (2017). Application of synchronous text-based dialogue systems in mental health interventions: Systematic review. Journal of Medical Internet Research, 19(8), e267. https://doi.org/10.2196/jmir.7023
  8. De Coninck, S., & Emmers, E. (2023). "Online, the counselor can't see me cry": A systematic literature review on emotion and computer-mediated care. Frontiers in Digital Health, 5, 1216268. https://doi.org/10.3389/fdgth.2023.1216268
  9. Suler, J. (2004). The online disinhibition effect. CyberPsychology & Behavior, 7(3), 321–326. https://doi.org/10.1089/1094931041291295
  10. Borghouts, J., Eikey, E., Mark, G., De Leon, C., Schueller, S. M., Schneider, M., Stadnick, N., Zheng, K., Mukamel, D., & Sorkin, D. H. (2021). Barriers to and facilitators of user engagement with digital mental health interventions: Systematic review. Journal of Medical Internet Research, 23(3), e24387. https://doi.org/10.2196/24387
  11. Torous, J., Nicholas, J., Larsen, M. E., Firth, J., & Christensen, H. (2018). Clinical review of user engagement with mental health smartphone apps: Evidence, theory and improvements. Evidence-Based Mental Health, 21(3), 116–119. https://doi.org/10.1136/eb-2018-102891
  12. Alkhaldi, G., Hamilton, F. L., Lau, R., Webster, R., Michie, S., & Murray, E. (2016). The effectiveness of prompts to promote engagement with digital interventions: A systematic review. Journal of Medical Internet Research, 18(1), e6. https://doi.org/10.2196/jmir.4790
  13. Terry, C., & Cain, J. (2016). The emerging issue of digital empathy. American Journal of Pharmaceutical Education, 80(4), 58. https://doi.org/10.5688/ajpe80458
  14. Sharma, A., Lin, I. W., Miner, A. S., Atkins, D. C., & Althoff, T. (2023). Human–AI collaboration enables more empathic conversations in text-based peer-to-peer mental health support. Nature Machine Intelligence, 5(1), 46–57. https://doi.org/10.1038/s42256-022-00593-2
  15. Ayers, J. W., Poliak, A., Dredze, M., Leas, E. C., Zhu, Z., Kelley, J. B., Faix, D. J., Goodman, A. M., Longhurst, C. A., Hogarth, M., & Smith, D. M. (2023). Comparing physician and artificial intelligence chatbot responses to patient questions posted to a public social media forum. JAMA Internal Medicine, 183(6), 589–596. https://doi.org/10.1001/jamainternmed.2023.1838

شیوهٔ گزینش و استناد منابع این نوشته در اصول تحریریه و شیوهٔ استناد آمده است.

شیوهٔ استنادتحریریهٔ مجلهٔ به‌زیستن. (پاییز ۱۴۰۵). راهکارهای حفظ تعامل با مراجع؛ آیا سیستم‌های برخط می‌توانند همدلی را بهتر کنند؟. مجلهٔ به‌زیستن، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۱. https://behzistan.org/magazine/online-continuity/sustaining-engagement-online-empathy