پرش به محتوا
ارتباط برخط و پیوستگی مراقبت · مجلهٔ به‌زیستن · دورهٔ ۱ · شمارهٔ ۱ · پاییز ۱۴۰۵

حلقهٔ مفقود ارتباط برخط مراجع و متخصص: سیستم پشتیبان

انتشار: شمارهٔ ۱ · پاییز ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: ۷ دقیقه · ۱۲ منبع

فهرست این مقاله
  1. ۰۱ابزار هست، ماندن نیست
  2. ۰۲حلقهٔ مفقود: رابطه‌ای با انتظارهای روشن
  3. ۰۳همراهی انسانی چقدر فرق ایجاد می‌کند؟
  4. ۰۴آنچه میان دو جلسه می‌گذرد
  5. ۰۵پیام‌رسانی میان جلسات: امیدوارکننده، نه اثبات‌شده
  6. ۰۶سیستم پشتیبان چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟
  7. منابع
چکیده و کلیدواژه‌هاشواهد پژوهشی نشان می‌دهد ابزار برخط به‌تنهایی کمتر کسی را نگه می‌دارد؛ آنچه کمبودش حس می‌شود، پشتیبانی انسانیِ ساختارمند در فاصلهٔ جلسه‌هاست.کلیدواژه‌ها: ارتباط برخط، ماندگاری کاربران، همراهی انسانی، پایش منظم پیشرفت، پیام‌رسانی غیرهم‌زمان
تصویر ۱. تماس منظم و ساختارمند در فاصلهٔ جلسه‌ها، حلقه‌ای که ابزار به‌تنهایی جایش را پر نمی‌کند.
۰۱

ابزار هست، ماندن نیست

وقتی پژوهشگران استفادهٔ واقعی از ۹۳ اپ سلامت روان را دنبال کردند، اپ‌هایی اندرویدی که هر کدام دست‌کم ده هزار بار نصب شده بودند، میانهٔ ماندگاری کاربران پس از ۱۵ روز ۳٫۹ درصد و پس از ۳۰ روز ۳٫۳ درصد بود [۱]. به زبان ساده، از هر صد نفری که با امید اپی را نصب می‌کنند، یک ماه بعد کمتر از چهار نفر هنوز به آن سر می‌زنند. در همان بررسی، اپ‌های حمایت همتا بیش از بیشتر انواع دیگر کاربر نگه داشتند؛ نشانه‌ای کوچک از اینکه پیوند با آدم‌ها، نه صرفِ محتوا، چیزی را نگه می‌دارد.

در محیط کنترل‌شدهٔ پژوهش وضع بهتر است، اما بی‌مشکل نیست. فراتحلیلی از ۷۰ کارآزمایی تصادفی دربارهٔ مداخله‌های سلامت روانِ مبتنی بر گوشی هوشمند نشان داد حدود یک‌چهارم شرکت‌کنندگان (۲۴٫۱ درصد) در پیگیری کوتاه‌مدت و بیش از یک‌سوم آنان (۳۵٫۵ درصد) در پیگیری طولانی‌تر از مطالعه خارج شدند [۲]. ریزش در کارآزمایی‌هایی که یادآورهای ترغیب به استفاده می‌فرستادند کمتر بود، و در کارآزمایی‌هایی که ثبت‌نام را تنها برخط و بدون تماس تلفنی یا حضوری انجام می‌دادند بیشتر. این‌ها همبستگی‌اند، نه رابطهٔ علّی؛ اما جهتشان آشناست: تماس شخصی در آغاز راه با ریزش کمتر همراه بوده است.

البته رها کردن درمان فقط مسئلهٔ دنیای دیجیتال نیست. فراتحلیلی بزرگ از ۶۶۹ مطالعه با ۸۳٬۸۳۴ مراجع نشان داد در روان‌درمانی بزرگسالان، تقریباً از هر پنج نفر یک نفر (۱۹٫۷ درصد) درمان را زودتر از موعد پایان می‌دهد [۳]. این عدد به تعریف «رها کردن» بسیار وابسته است، اما پیامی روشن دارد: پیوستگی مراقبت در هر قالبی چالش است، و فضای برخط این چالش را پررنگ‌تر می‌کند، نه اینکه آن را بیافریند.

۰۲

حلقهٔ مفقود: رابطه‌ای با انتظارهای روشن

اگر ابزار به‌تنهایی کافی نیست، چه چیزی کم است؟ یکی از الگوهای نظری شناخته‌شده در این حوزه «پاسخ‌گویی حمایتی» نام دارد [۴]. موهر و همکارانش با تکیه بر روان‌شناسی سازمانی، نظریه‌های انگیزش و پژوهش‌های ارتباط با واسطهٔ رایانه پیشنهاد کرده‌اند که حمایت انسانی وقتی پایبندی به برنامه‌های برخط را بیشتر می‌کند که مراجع خود را در برابر کسی «پاسخ‌گو» بداند که او را قابل‌اعتماد، دلسوز و کاردان می‌بیند.

سه نکتهٔ این الگو برای کار روزمره مهم است. نخست، پاسخ‌گویی وقتی بهتر کار می‌کند که بر روند انجام کار تمرکز کند و مراجع هم در شکل‌دادن به آن سهم داشته باشد. دوم، سود آن برای مراجع باید روشن باشد؛ کسی که نمی‌داند چرا تمرینی را انجام می‌دهد، دلیلی برای گزارش آن ندارد. سوم، انگیزهٔ خود مراجع تعیین می‌کند چه اندازه حمایت لازم است، و رسانهٔ ارتباط، از تلفن تا پیام نوشتاری، بر اینکه حمایت چگونه دریافت شود اثر می‌گذارد.

این الگو مجموعه‌ای از فرضیه‌های آزمون‌پذیر است، نه نتیجهٔ کارآزمایی. با این حال چارچوب خوبی برای فکر کردن به «سیستم پشتیبان» به دست می‌دهد: حلقهٔ مفقود، قابلیت تازه‌ای در نرم‌افزار نیست؛ رابطه‌ای است با انتظارهایی که هر دو طرف روی آن توافق کرده‌اند.

۰۳

همراهی انسانی چقدر فرق ایجاد می‌کند؟

شواهد تجربی تصویری متعادل می‌دهند. فراتحلیلی از ۲۲ مطالعه، بیشتر دربارهٔ افسردگی و اضطراب، نشان داد راهنمایی انسانی میزان استفاده از برنامه‌های رایانه‌ای سلامت روان را افزایش می‌دهد و نسبت کسانی که برنامه را کامل می‌کنند حدود ۱۲ واحد درصد بالاتر است [۵]. نویسندگان همهٔ این اثرها را کوچک توصیف کرده‌اند، و پایبندی هم البته همان بهبود بالینی نیست.

تحلیل داده‌های فردی ۸٬۱۰۷ شرکت‌کننده از ۳۹ کارآزمایی دربارهٔ درمان شناختی‌رفتاری اینترنتی برای افسردگی، نکتهٔ ظریف‌تری را نشان داد. نسخهٔ همراه با راهنما در پایان درمان از نسخهٔ بی‌راهنما بهتر بود، اما این برتری در پیگیری‌های ۶ و ۱۲ ماهه دیده نشد. افزون بر این، سود راهنمایی برای علائم خفیف اندک بود و برای افسردگی متوسط تا شدید روشن‌تر [۶]. هر دو قالب از گروه‌های کنترل بهتر بودند.

در ۲۰ مطالعهٔ مقایسهٔ مستقیم با ۱٬۴۱۸ شرکت‌کننده هم، درمان شناختی‌رفتاری اینترنتیِ همراه با راهنمایی درمانگر اثری هم‌ارز درمان حضوری داشت [۷]. این یافته دربارهٔ درمان «راهنمایی‌شده» است، نه هر اپ یا هر پیام‌رسانی، و برای هر اختلال به‌تنهایی مطالعات اندکی وجود دارد.

جمع‌بندی این سه پژوهش ساده است: حمایت انسانی اثر دارد، اما اثرش اندازه‌ای مشخص دارد و به نیاز مراجع وابسته است. یک نسخهٔ واحد برای همه، با این شواهد جور درنمی‌آید.

پیوستگی مراقبت در هر قالبی چالش است، و فضای برخط این چالش را پررنگ‌تر می‌کند، نه اینکه آن را بیافریند.

۰۴

آنچه میان دو جلسه می‌گذرد

بخش بزرگی از کار درمانی در فاصلهٔ جلسه‌ها رخ می‌دهد. در فراتحلیلی از ۱۷ مطالعهٔ درمان شناختی‌رفتاری با ۲٬۳۱۲ مراجع، هم مقدار و هم کیفیتِ انجام تکالیف میان جلسات با نتیجهٔ بهتر درمان همراه بود [۸]. این رابطه همبستگی است و برآوردهای مربوط به «کیفیت» تنها بر سه مطالعه تکیه دارد؛ با این حال، توجیه روشنی برای پیگیری ساختارمند میان جلسات فراهم می‌کند.

قوی‌ترین شواهد برای «سیستم پیگیری» به معنای دقیق کلمه، از پایش منظم پیامد می‌آید. فراتحلیلی از ۲۴ مطالعه دربارهٔ دو نظام بازخورد شناخته‌شده نشان داد در دو سوم مطالعات، درمانِ همراه با بازخورد از درمان معمول بهتر بود و اثر میانگین، کوچک تا متوسط بود [۹]. اما برای مراجعانی که پیش‌بینی می‌شد پیشرفت ضعیفی داشته باشند، بازخورد احتمال بدتر شدن را کاهش داد و نرخ تغییر پایا یا معنادار بالینی را تقریباً دو برابر کرد.

به بیان دیگر، اندازه‌گیری منظم و دیده‌شدن نتیجه‌اش توسط درمانگر، بیش از همه به کار کسانی می‌آید که بی‌صدا در حال دور شدن از مسیرند. این «تقریباً دو برابر» فقط دربارهٔ همین گروه است و نباید آن را به همهٔ مراجعان یا هر نوع پیگیری تعمیم داد.

۰۵

پیام‌رسانی میان جلسات: امیدوارکننده، نه اثبات‌شده

دربارهٔ پیام‌رسانی غیرهم‌زمان میان مراجع و متخصص در روان‌درمانی، شواهد مستقیم کم است. نزدیک‌ترین منبع، مرور نظام‌مندی دربارهٔ بیماران مزمن جسمی است. بیماران از کانال‌هایی شبیه رایانامه هم برای پرسش‌های مشخص و هم برای بیان احساسشان استفاده کرده بودند و دانش بیشتری دربارهٔ بیماری خود به دست آورده بودند. برخی مطالعات بهبود خودمراقبتی و برخی شاخص‌های بالینی را گزارش کردند، اما نویسندگان اثرها را قطعی ندانستند [۱۰].

مرور دیگری دربارهٔ «مراقبت ترکیبی»، یعنی ترکیب جلسات حضوری با بخش برخط، ۴۴ مطالعه را بررسی کرد [۱۱]. به گفتهٔ نویسندگان، این ترکیب «ممکن است» در وقت درمانگر صرفه‌جویی کند، ریزش را کم کند و به حفظ دستاوردها پس از بستری کمک کند؛ اما کارآزمایی‌های مقایسه‌ای با درمان صرفاً حضوری یا صرفاً برخط کم بود و هنوز نسبت مطلوبی میان این دو شناخته نشده است.

در ایران، پژوهشی کیفی با مصاحبهٔ مشاوران و مراجعان پس از همه‌گیری کرونا نشان داد مشکلات فنی و آموزش‌ندیدن مشاوران، اصلی‌ترین دلایل ناکامی مشاورهٔ برخط بوده‌اند [۱۲]. نویسندگان انتظار دارند مشاورهٔ برخط ادامه یابد و خواستار رهنمودهای به‌روز و آموزش متناسب با نیاز شده‌اند. پس حلقهٔ مفقود در بستر ما فقط رابطه نیست؛ زیرساخت و مهارت هم هست.

۰۶

سیستم پشتیبان چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟

آنچه در ادامه می‌آید برداشت تحریریه از مجموع این شواهد است، نه دستورالعمل بالینی.

جزءپشتوانهٔ پژوهشیقوت شواهد
همراهی انسانی با انتظارهای روشن[۵]، [۶]واقعی اما کوچک؛ وابسته به شدت علائم (چارچوب نظری: [۴])
تکالیف و کار میان جلسات[۸]همبستگی پایدار
پایش منظم پیشرفت[۹]قوی‌تر از بقیه، به‌ویژه برای مراجعان در خطر
پیام‌رسانی غیرهم‌زمان[۱۰]امیدوارکننده، قطعی نیست
ترکیب حضوری و برخط[۱۱]امکان‌پذیر، مقایسه‌ها ناکافی

یک نمونهٔ خیالی: مشاوری با مراجع خود در جلسه توافق می‌کند که هفته‌ای یک تمرین کوتاه انجام شود و نتیجه‌اش با یک پرسش‌نامهٔ کوتاه ثبت شود. مشاور پیش از جلسهٔ بعد نتیجه را می‌بیند؛ اگر نمره‌ها رو به افت باشد، همان را موضوع گفت‌وگوی جلسه می‌کند. نه پیام شبانه‌روزی در کار است و نه وعدهٔ پاسخ فوری؛ فقط ساختاری که هر دو طرف آن را می‌شناسند و روی آن توافق کرده‌اند.

چنین ساختاری یک شرط دیگر هم دارد: حریم خصوصی. اطلاعات مراجع جای پیام‌رسان‌های عمومی یا گروه‌های همکاران نیست، و هر نمونه‌ای که برای آموزش یا مشورت بازگو می‌شود باید بی‌نام و غیرقابل‌شناسایی باشد. وقتی مراجع مطمئن نباشد حرفش کجا می‌رود، سخت می‌شود از او انتظار داشت درباره‌اش بنویسد.

در به‌زیستن کوشیده‌ایم پیگیری میان جلسات در فضایی خصوصی و ساختارمند انجام شود؛ ابزاری در خدمت رابطه، نه جانشین آن (دربارهٔ به‌زیستن).

منابع

  1. Baumel, A., Muench, F., Edan, S., & Kane, J. M. (2019). Objective user engagement with mental health apps: Systematic search and panel-based usage analysis. Journal of Medical Internet Research, 21(9), e14567. https://doi.org/10.2196/14567
  2. Linardon, J., & Fuller-Tyszkiewicz, M. (2020). Attrition and adherence in smartphone-delivered interventions for mental health problems: A systematic and meta-analytic review. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 88(1), 1–13. https://doi.org/10.1037/ccp0000459
  3. Swift, J. K., & Greenberg, R. P. (2012). Premature discontinuation in adult psychotherapy: A meta-analysis. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 80(4), 547–559. https://doi.org/10.1037/a0028226
  4. Mohr, D. C., Cuijpers, P., & Lehman, K. (2011). Supportive accountability: A model for providing human support to enhance adherence to eHealth interventions. Journal of Medical Internet Research, 13(1), e30. https://doi.org/10.2196/jmir.1602
  5. Musiat, P., Johnson, C., Atkinson, M., Wilksch, S., & Wade, T. (2022). Impact of guidance on intervention adherence in computerised interventions for mental health problems: A meta-analysis. Psychological Medicine, 52(2), 229–240. https://doi.org/10.1017/S0033291721004621
  6. Karyotaki, E., Efthimiou, O., Miguel, C., Bermpohl, F. M. G., Furukawa, T. A., Cuijpers, P., & the Individual Patient Data Meta-Analyses for Depression (IPDMA-DE) Collaboration. (2021). Internet-based cognitive behavioral therapy for depression: A systematic review and individual patient data network meta-analysis. JAMA Psychiatry, 78(4), 361–371. https://doi.org/10.1001/jamapsychiatry.2020.4364
  7. Carlbring, P., Andersson, G., Cuijpers, P., Riper, H., & Hedman-Lagerlöf, E. (2018). Internet-based vs. face-to-face cognitive behavior therapy for psychiatric and somatic disorders: An updated systematic review and meta-analysis. Cognitive Behaviour Therapy, 47(1), 1–18. https://doi.org/10.1080/16506073.2017.1401115
  8. Kazantzis, N., Whittington, C., Zelencich, L., Kyrios, M., Norton, P. J., & Hofmann, S. G. (2016). Quantity and quality of homework compliance: A meta-analysis of relations with outcome in cognitive behavior therapy. Behavior Therapy, 47(5), 755–772. https://doi.org/10.1016/j.beth.2016.05.002
  9. Lambert, M. J., Whipple, J. L., & Kleinstäuber, M. (2018). Collecting and delivering progress feedback: A meta-analysis of routine outcome monitoring. Psychotherapy, 55(4), 520–537. https://doi.org/10.1037/pst0000167
  10. de Jong, C. C., Ros, W. J. G., & Schrijvers, G. (2014). The effects on health behavior and health outcomes of Internet-based asynchronous communication between health providers and patients with a chronic condition: A systematic review. Journal of Medical Internet Research, 16(1), e19. https://doi.org/10.2196/jmir.3000
  11. Erbe, D., Eichert, H.-C., Riper, H., & Ebert, D. D. (2017). Blending face-to-face and internet-based interventions for the treatment of mental disorders in adults: Systematic review. Journal of Medical Internet Research, 19(9), e306. https://doi.org/10.2196/jmir.6588
  12. Hajiheydari, Z., Rezaeian, H., & Rasouli, R. (2024). Online counseling after coronavirus pandemic: A qualitative study from the perspective of Iranian counselors and clients. International Journal for the Advancement of Counselling, 46(1), 60–75. https://doi.org/10.1007/s10447-023-09532-1

شیوهٔ گزینش و استناد منابع این نوشته در اصول تحریریه و شیوهٔ استناد آمده است.

شیوهٔ استنادتحریریهٔ مجلهٔ به‌زیستن. (پاییز ۱۴۰۵). حلقهٔ مفقود ارتباط برخط مراجع و متخصص: سیستم پشتیبان. مجلهٔ به‌زیستن، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۱. https://behzistan.org/magazine/online-continuity/missing-link-online-support-system