پرش به محتوا
ارتباط برخط و پیوستگی مراقبت · مجلهٔ به‌زیستن · دورهٔ ۱ · شمارهٔ ۱ · پاییز ۱۴۰۵

ارتباط در بحران‌های اجتماعی

انتشار: شمارهٔ ۱ · پاییز ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: ۸ دقیقه · ۱۵ منبع

فهرست این مقاله
  1. ۰۱وقتی متخصص و مراجع یک رویداد را با هم از سر می‌گذرانند
  2. ۰۲دو حقیقت که باید با هم دیده شوند
  3. ۰۳پیش از هر چیز: امنیت، خدمات پایه و پیوند
  4. ۰۴نگاه کن، گوش بده، پیوند بده
  5. ۰۵گفتن آنچه می‌دانیم و آنچه نمی‌دانیم
  6. ۰۶پیوستگی مراقبت وقتی همه‌چیز به هم ریخته است
  7. ۰۷آنچه هنوز نمی‌دانیم
  8. منابع
چکیده و کلیدواژه‌هاوقتی یک جامعه با هم آسیب می‌بیند، شیوهٔ گفت‌وگوی متخصصان با مراجعان و با مردم خودش بخشی از مراقبت است؛ مروری بر آنچه رهنمودها و پژوهش‌ها می‌گویند و آنچه هنوز نمی‌دانیم.کلیدواژه‌ها: بحران، کمک‌های اولیهٔ روان‌شناختی، تاب‌آوری، اعتماد، پیوستگی مراقبت
تصویر ۱. فشاری که یک جامعه با هم تجربه می‌کند، و پیوندهایی که آن را تاب‌آوردنی‌تر می‌کنند.

این نوشته دربارهٔ اصول ارتباط است و جای کمک فوری را نمی‌گیرد. این مجله و سکوی به‌زیستن خدمت اضطراری نیستند. اگر شما یا کسی در اطرافتان در خطر فوری است، با خدمات اورژانس محلی تماس بگیرید.

۰۱

وقتی متخصص و مراجع یک رویداد را با هم از سر می‌گذرانند

در بیشتر کارهای درمانی، رنج مراجع داستانی است که متخصص از بیرون می‌شنود. در بحران‌های اجتماعی، از همه‌گیری و بلایای طبیعی تا دوره‌های ناآرامی گسترده، این فاصله کم می‌شود. متخصص همان اخبار را می‌خواند، همان نگرانی‌ها را دارد و گاه همان محدودیت‌ها را تجربه می‌کند. گفت‌وگو در چنین روزهایی فقط تبادل اطلاعات نیست؛ بخشی از خود مراقبت است.

بحران جمعی، تجربه‌ای صرفاً فردی هم نیست. هیرشبرگر در یک مرور نظری توضیح می‌دهد که آسیب جمعی به حافظه و نظام معنایی مشترک یک جامعه تبدیل می‌شود و شیوهٔ گفت‌وگو دربارهٔ آن، در درون گروه‌ها و میان آن‌ها، این معنا را شکل می‌دهد [۱]. پس آنچه متخصصان می‌گویند، و آنچه نمی‌گویند، در ساختن آن معنا سهم دارد.

۰۲

دو حقیقت که باید با هم دیده شوند

حقیقت نخست این است که بحران‌های اجتماعی بر سلامت روان اثر می‌گذارند. در یک مطالعهٔ هم‌گروهی ده‌ساله، شیوع افسردگی احتمالی در دورهٔ ناآرامی‌های گستردهٔ اجتماعی در سال ۲۰۱۹ به ۱۱٫۲ درصد رسید، در حالی که در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ حدود ۱٫۹ درصد بود. شیوع موارد مشکوک به اختلال استرس پس از سانحه نیز در همان سال ۱۲٫۸ درصد گزارش شد [۲]. این یافته‌ها از یک شهرند و دربارهٔ علت چیزی نمی‌گویند؛ اما نشان می‌دهند دامنهٔ اثر می‌تواند گسترده باشد.

حقیقت دوم این است که بیشتر مردم از پا نمی‌افتند. به گفتهٔ بونانو، تاب‌آوری پس از سوگ و رویدادهای بالقوه آسیب‌زا بیش از آنچه این حوزه تصور می‌کرد رایج است، با بهبودیافتن یکی نیست و از راه‌های گوناگونی به دست می‌آید [۳]. نتیجهٔ عملی این دو حقیقت روشن است: پریشانیِ طبیعیِ روزهای سخت را نباید بیماری دانست، و نشانه‌های پایدار را هم نباید نادیده گرفت.

۰۳

پیش از هر چیز: امنیت، خدمات پایه و پیوند

رهنمودهای بین‌سازمانی سلامت روان و حمایت روانی‌اجتماعی در شرایط اضطراری، حمایت را لایه‌لایه می‌بینند: بیشتر مردم پیش از هر چیز به امنیت، خدمات پایه و حمایت خانواده و جامعه نیاز دارند، و خدمات تخصصی برای گروه کوچک‌تری است [۴]. در این هرم، کمک‌های اولیهٔ روان‌شناختی جزو حمایت‌های غیرتخصصی است، نه درمان تخصصی.

گروهی بین‌المللی از متخصصان، با تکیه بر پژوهش‌های مرتبط، پنج اصل را برای پس از رویدادهای جمعی آسیب‌زا پیشنهاد کرده‌اند: تقویت احساس امنیت، آرام‌سازی، احساس توانمندی فردی و جمعی، پیوند با دیگران و امید [۵]. این اصول حاصل اجماع‌اند، نه کارآزمایی؛ اما چارچوبی کاربردی برای هر گفت‌وگو در بحران به دست می‌دهند.

اهمیت «پیوند» شواهد کهن‌تری هم دارد. فراتحلیلی کلاسیک دربارهٔ عوامل خطر اختلال استرس پس از سانحه نشان داد هر یک از ۱۴ عامل بررسی‌شده اثری محدود دارد، و عوامل مربوط به هنگام و پس از رویداد، از جمله نبودِ حمایت اجتماعی، اندکی قوی‌تر از عوامل پیش از آن بودند [۶]. آنچه پس از بحران رخ می‌دهد، از جمله حمایتی که فرد دریافت می‌کند، اهمیت دارد.

در بحران، پیام «همه‌چیز درست می‌شود» آرام‌بخش به نظر می‌رسد، اما وعده‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند بدهد.

۰۴

نگاه کن، گوش بده، پیوند بده

راهنمای کمک‌های اولیهٔ روان‌شناختی سازمان جهانی بهداشت این حمایت را انسانی، عملی و غیرتحمیلی توصیف می‌کند و سه اصل عملی برای آن پیشنهاد می‌دهد: «نگاه کن»، «گوش بده» و «پیوند بده» [۷]. ترجمهٔ فارسی این راهنما نیز در صفحهٔ سازمان جهانی بهداشت فهرست شده است. راهنما همچنین روشن می‌کند این کار چه نیست: فقط کار متخصصان نیست، مشاورهٔ حرفه‌ای نیست، و «تخلیهٔ روانی» هم نیست؛ فرد را به تحلیل یا بازگویی رویداد وانمی‌دارد. افزون بر این، نه همه به آن نیاز دارند و نه همه خواهان آن‌اند.

اصلدر راهنمادر گفت‌وگوی متخصص با مراجع (برداشت تحریریه)
نگاه کنامنیت، نیازهای فوری، پریشانی جدیپرسیدن از امنیت و نیازهای امروز، پیش از هر موضوع دیگر
گوش بدهنزدیک شدن، پرسیدن از نیازها، کمک به آرام شدنشنیدن بدون فشار برای گفتن جزئیات
پیوند بدهنیازهای پایه، کنار آمدن، اطلاعات، عزیزان و حمایت اجتماعییادآوری منابع حمایتی و مسیر خدمات اورژانس محلی

بخش اخلاقی راهنما هم برای هر گفت‌وگو درس دارد: احترام به حریم خصوصی و رازداری، پرهیز از وعده یا اطلاعات نادرست، اغراق نکردن در توانایی‌های خود و تحمیل نکردن کمک [۷]. در بحران، پیام «همه‌چیز درست می‌شود» آرام‌بخش به نظر می‌رسد، اما وعده‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند بدهد.

باید صادق بود که این راهنما برای کار میدانی و حضوری نوشته شده و در متن آن رهنمودی برای ارائهٔ برخط یافت نشد. شواهد اثربخشی آن هم محدود است: مروری نظام‌مند در ۲۰۲۳ تنها ۱۲ مطالعه با ۱٬۴۳۷ شرکت‌کننده یافت که فقط یکی از آن‌ها کارآزمایی تصادفی بود، و خطر سوگیری بیشتر آن‌ها بالا بود [۸]. پس کمک‌های اولیهٔ روان‌شناختی را باید «عمل خوبِ مبتنی بر اجماع» دانست، نه درمانی اثبات‌شده.

در برابر، شواهد دربارهٔ آنچه نباید کرد روشن‌تر است. مرور کاکرین در ۲۰۰۲ نشان داد «تخلیهٔ روانی» تک‌جلسه‌ای پس از رویداد آسیب‌زا، در ۱۱ کارآزمایی، پریشانی را کم نکرد و از اختلال استرس پس از سانحه پیشگیری نکرد؛ در یکی از کارآزمایی‌ها هم خطر این اختلال پس از یک سال در گروه تخلیهٔ روانی بیشتر بود [۹]. این کارآزمایی‌ها قدیمی و عموماً کم‌کیفیت‌اند، اما پیامشان با راهنمای سازمان جهانی بهداشت هم‌سوست: کسی را برای بازگویی جزئیات تحت فشار نگذارید.

۰۵

گفتن آنچه می‌دانیم و آنچه نمی‌دانیم

رهنمود سازمان جهانی بهداشت دربارهٔ ارتباط خطر در وضعیت‌های اضطراری، اعتماد را به شفافیت، به‌موقع بودن و فهم‌پذیری گره می‌زند [۱۰]. توصیه‌های اصلی آن عبارت‌اند از: آشکارا گفتن آنچه در هر لحظه معلوم است و آنچه هنوز نیست، پرهیز از توضیح‌های فنی، پیام‌های هماهنگ از چند منبع، و پیشنهاد اقدام‌های مشخص و شدنی. این رهنمود برای نهادهای عمومی نوشته شده است و به‌کار بستن آن در گفت‌وگوی یک‌به‌یک، برداشت ماست، برداشتی که به نظر ما در گفت‌وگوی بالینی هم کاربرد دارد.

مرور شواهد قرنطینه هم نشان داد کمبود اطلاعات روشن یکی از عوامل استرس‌زا بوده، و این مرور توضیح شفاف دلیل و روند کار را توصیه کرده است [۱۱]. اطلاعات روشن، خودش نوعی مراقبت است.

اما بیشترِ اطلاعات همیشه بهتر نیست. در یک نظرسنجی اینترنتی ملی با حدود ۴٬۶۷۵ نفر، دنبال کردن روزانه شش ساعت یا بیشتر از اخبار یک حادثه در هفتهٔ نخست، با استرس حاد بیشتری همراه بود، حتی بیشتر از حضور مستقیم در محل [۱۲]. در مطالعهٔ هم‌گروهی یادشده هم استفادهٔ سنگین از شبکه‌های اجتماعی، دو ساعت یا بیشتر در روز، با افسردگی احتمالی و نشانه‌های استرس پس از سانحه همراه بود و حمایت خانواده در برابر افسردگی نقش محافظ داشت [۲]. این‌ها رابطهٔ علّی را ثابت نمی‌کنند، اما گفت‌وگو با مراجع دربارهٔ اندازهٔ مواجهه با اخبار، پیشنهادی معقول است.

۰۶

پیوستگی مراقبت وقتی همه‌چیز به هم ریخته است

بحران‌ها خودِ مراقبت را هم مختل می‌کنند. در نظرسنجی سازمان جهانی بهداشت در دوران همه‌گیری کووید-۱۹، ۹۳ درصد از ۱۳۰ کشور اختلال یا توقف خدمات حیاتی سلامت روان را گزارش کردند و ۶۷ درصد از اختلال در مشاوره و روان‌درمانی خبر دادند [۱۳]. ۷۰ درصد کشورها به پزشکی یا درمان از راه دور روی آوردند، اما این رقم در کشورهای پردرآمد بیش از ۸۰ درصد و در کشورهای کم‌درآمد کمتر از ۵۰ درصد بود.

مرور ۷۷ پژوهش نشان داد بیشتر تماس‌ها توانستند به قالب از راه دور منتقل شوند و پذیرش آن، دست‌کم در مقایسه با قطع خدمات، عموماً خوب بود؛ اما همه را نمی‌شد از این راه در دسترس داشت [۱۴]. در ایران هم کارآزمایی کوچکی روی ۹۵ نفر از کارکنان بیمارستان نشان داد هفت جلسه مشاورهٔ از راه دور، اضطراب کرونا را به‌طور معناداری کاهش داد، هرچند کاهش افسردگی معنادار نبود [۱۵].

از این شواهد، به‌عنوان برداشت تحریریه، یک نکتهٔ عملی بیرون می‌آید: بهتر است پیش از روزهای دشوار، با مراجع روشن شود که اگر جلسه‌ها مختل شد ارتباط چگونه ادامه می‌یابد، و در خطر فوری باید سراغ خدمات اورژانس محلی رفت، نه اینکه به متخصص پیام داد.

۰۷

آنچه هنوز نمی‌دانیم

شواهد مستقیمی از کارآزمایی‌ها دربارهٔ ارتباط متخصص و مراجع در دوره‌های ناآرامی اجتماعی پیدا نکردیم؛ اصولی که آمد از پژوهش‌های بلایا، همه‌گیری و ارتباطات سلامت عمومی برگرفته شده‌اند. اثربخشی کمک‌های اولیهٔ روان‌شناختیِ برخط هم پرسشی باز است. فروتنی در برابر این ندانستن‌ها، خودش بخشی از ارتباط صادقانه است.

منابع

  1. Hirschberger, G. (2018). Collective trauma and the social construction of meaning. Frontiers in Psychology, 9, 1441. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2018.01441
  2. Ni, M. Y., Yao, X. I., Leung, K. S. M., Yau, C., Leung, C. M. C., Lun, P., Flores, F. P., Chang, W. C., Cowling, B. J., & Leung, G. M. (2020). Depression and post-traumatic stress during major social unrest in Hong Kong: A 10-year prospective cohort study. The Lancet, 395(10220), 273–284. https://doi.org/10.1016/S0140-6736(19)33160-5
  3. Bonanno, G. A. (2004). Loss, trauma, and human resilience: Have we underestimated the human capacity to thrive after extremely aversive events? American Psychologist, 59(1), 20–28. https://doi.org/10.1037/0003-066X.59.1.20
  4. Inter-Agency Standing Committee. (2007). IASC guidelines on mental health and psychosocial support in emergency settings. IASC. https://alnap.org/help-library/resources/iasc-guidelines-on-mental-health-and-psychosocial-support-in-emergency-settings/
  5. Hobfoll, S. E., Watson, P., Bell, C. C., Bryant, R. A., Brymer, M. J., Friedman, M. J., Friedman, M., Gersons, B. P., de Jong, J. T., Layne, C. M., Maguen, S., Neria, Y., Norwood, A. E., Pynoos, R. S., Reissman, D., Ruzek, J. I., Shalev, A. Y., Solomon, Z., Steinberg, A. M., & Ursano, R. J. (2007). Five essential elements of immediate and mid-term mass trauma intervention: Empirical evidence. Psychiatry, 70(4), 283–315. https://doi.org/10.1521/psyc.2007.70.4.283
  6. Brewin, C. R., Andrews, B., & Valentine, J. D. (2000). Meta-analysis of risk factors for posttraumatic stress disorder in trauma-exposed adults. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 68(5), 748–766. https://doi.org/10.1037/0022-006X.68.5.748
  7. World Health Organization, War Trauma Foundation, & World Vision International. (2011). Psychological first aid: Guide for field workers. World Health Organization. https://www.who.int/publications/i/item/9789241548205
  8. Hermosilla, S., Forthal, S., Sadowska, K., Magill, E. B., Watson, P., & Pike, K. M. (2023). We need to build the evidence: A systematic review of psychological first aid on mental health and well-being. Journal of Traumatic Stress, 36(1), 5–16. https://doi.org/10.1002/jts.22888
  9. Rose, S., Bisson, J., Churchill, R., & Wessely, S. (2002). Psychological debriefing for preventing post traumatic stress disorder (PTSD). Cochrane Database of Systematic Reviews, (2), CD000560. https://doi.org/10.1002/14651858.CD000560
  10. World Health Organization. (2017). Communicating risk in public health emergencies: A WHO guideline for emergency risk communication (ERC) policy and practice. World Health Organization. https://www.who.int/publications/i/item/9789241550208
  11. Brooks, S. K., Webster, R. K., Smith, L. E., Woodland, L., Wessely, S., Greenberg, N., & Rubin, G. J. (2020). The psychological impact of quarantine and how to reduce it: Rapid review of the evidence. The Lancet, 395(10227), 912–920. https://doi.org/10.1016/S0140-6736(20)30460-8
  12. Holman, E. A., Garfin, D. R., & Silver, R. C. (2014). Media's role in broadcasting acute stress following the Boston Marathon bombings. Proceedings of the National Academy of Sciences, 111(1), 93–98. https://doi.org/10.1073/pnas.1316265110
  13. World Health Organization. (2020, October 5). COVID-19 disrupting mental health services in most countries, WHO survey [News release]. https://www.who.int/news/item/05-10-2020-covid-19-disrupting-mental-health-services-in-most-countries-who-survey
  14. Appleton, R., Williams, J., Vera San Juan, N., Needle, J. J., Schlief, M., Jordan, H., Sheridan Rains, L., Goulding, L., Badhan, M., Roxburgh, E., Barnett, P., Spyridonidis, S., Tomaskova, M., Mo, J., Harju-Seppänen, J., Haime, Z., Casetta, C., Papamichail, A., Lloyd-Evans, B., … Johnson, S. (2021). Implementation, adoption, and perceptions of telemental health during the COVID-19 pandemic: Systematic review. Journal of Medical Internet Research, 23(12), e31746. https://doi.org/10.2196/31746
  15. Ghazanfarpour, M., Ashrafinia, F., Zolala, S., Ahmadi, A., Jahani, Y., & Hosseininasab, A. (2022). Investigating the effectiveness of tele-counseling for the mental health of staff in hospitals and COVID-19 clinics: A clinical control trial. Trends in Psychiatry and Psychotherapy, 44, e20200176. https://doi.org/10.47626/2237-6089-2020-0176

شیوهٔ گزینش و استناد منابع این نوشته در اصول تحریریه و شیوهٔ استناد آمده است.

شیوهٔ استنادتحریریهٔ مجلهٔ به‌زیستن. (پاییز ۱۴۰۵). ارتباط در بحران‌های اجتماعی. مجلهٔ به‌زیستن، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۱. https://behzistan.org/magazine/online-continuity/communication-in-social-crises